الشيخ السبحاني
61
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى)
ندارند . اكنون به توضيح دومين پاسخ آنان مىپردازيم . شرّ ، امر نسبى است واژههاى « حقيقى » و « نسبى » در اصطلاح رايج است كه در بسيارى از علوم انسانى و تجربى به كار مىرود و به عنوان توضيح مىگوييم : هر موجودى را كه با صفتى توصيف مىكنيم ، از دو حال خارج نيست : يا اين موجود ، آن صفت را در هر حال - با قطع نظر از هر چيزى - داراست كه در اين صورت ، چنين صفتى را صفت « حقيقى » مىناميم . مثلا يك موجود زنده ، مطلقا زنده است و صفت حيات براى آن ، حقيقتا ثابت است و در توصيف آن به صفت « حيات » ، نيازى به هيچ نوع مقايسه و ملاحظهاى نداريم ؛ از اين جهت بايد گفت : حيات براى يك موجود زنده ، يك وصف حقيقى و واقعى است . مثال ديگر : هر متر صد سانتيمتر است . اين واقعيت براى هر مترى در تمام حالات ثابت مىباشد و در توصيف « متر » با اين كميت ، به هيچ نوع ملاحظه و مقايسهاى نياز نداريم . در برابر اوصاف حقيقى ، اوصاف « نسبى » مطرح است ، بدين معنا كه تا شيئى را با چيز ديگرى مقايسه نكنيم و پاى موجود ديگرى را به ميان نياوريم ، هيچگاه نمىتوان آن را به چنين صفتى توصيف نمود . مثلا كوچكى و بزرگى از اوصاف نسبى است ، نه حقيقى